حكيم ابوالقاسم فردوسى

90

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

را با ارّه به دو نيم كرد و « 1 » گيتى را از او پاك و بىبيم ساخت . جمشيد هفتسد سال پادشاهى كرده بود . « 2 »

--> ( 1 ) - در باب نحوه كشتن جمشيد ، اجماع روايات بر اين است كه وى را در كنار درياى چين بيافتند و با اره ( اره هزار دندان ، . يا با استخوان ماهى كه همچون ارّه بود ) به دو نيم كردند . ر . ك . طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 120 - 118 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 132 دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 28 خيام ، نوروزنامه ، ص 15 اسدى ، گرشاسپ‌نامه ، ص 44 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 121 گرديزى ، زين الأخبار ، ص 33 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 148 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 137 . در سنت پارسيان ، او كه جمشيد را به دستور ضحاك با ارّه به دو نيم كرد ، برادر جمشيد يعنى اسپيتيور ( اسپيدور ، اسفور ) بود . ر . ك . زامياديشت ، فقره 46 در پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 187 نيز ر . ك . ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 34 . برخى گفته‌اند كه پس از اين كه جمشيد را با اره به دو نيم كردند ، جسدش را به درياى چين انداختند . ابن بلخى ، همان ، همان صفحه . بعضى هم معتقدند كه پس از دو نيم كردن او ، جسدش را سوزاندند . مجمل التواريخ و القصص ، ص 462 و 40 . مسكويه مىنويسد پيش از اين كه جمشيد را بكشند ، او را سخت شكنجه كردند . تجارب الامم ، ج 1 ، ص 57 . اما در برخى روايات آمده است كه جمشيد را به پيش درندگان انداختند و به هر صورت او را پاره پاره كردند و امعاء و احشاء او را بيرون كشيدند . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 47 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 136 تجارب الامم في أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 59 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 137 . ( 2 ) - اما در باب جمشيد چند نكته قابل ذكر است : الف - برخى روايت كرده‌اند كه تا زمان جمشيد ، زبان همه سريانى بود و از آن پس زبانها مختلف شد . ر . ك . دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 27 - 26 تجارب الامم في أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 57 - 54 مجمل التواريخ و القصص ، ص 145 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ص 18 . اين كه آيا حقيقتا اين مسئله اختلاف زبانها در زمان جمشيد رخ داد يا نه ، توضيح آن در اين اندك مجال نمىگنجد و صرفاً به ذكر خبر آن اكتفا شد . ليكن در اصل مسئله هرگز نبايد ترديد داشت ، چه ، آن قول پروردگار است كه « . . . تبلبلت الالسن » و اين از نشانهاى اعجاز پروردگار است . ر . ك . تفاسير قرآن مجيد ، ذيل آيه 22 سورهء روم و نيز عهد عتيق ، سفر تكوين ، فصل 11 ، آيه 9 - 6 . ب - برخى جمشيد را همان حضرت سليمان ( ع ) دانسته‌اند و براى اين كار ، قرينه‌هايى چون مدت طولانى سلطنت و پرواز در آسمان و به بندگى درآوردن ديوان را به كمك گرفته‌اند . ليكن ميان آن دو تفاوتهاى بارزى است كه با آشكار شدن آنچه تا كنون از زندگى جمشيد و نسب او گفته شده آشكار شده است ، ليكن أهم آن اين كه ميان ايشان بيش از 2000 سال فاصله بوده است و حضرت سليمان ( ع ) بيش از 2000 سال پس از روزگار جمشيد مىزيسته است . از جمله ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 44 دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 31 - 30 ابن قتيبه ، المعارف ، ص 652 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 517 - 516 . گرچه غالباً در منابع ذكر شده كه « ايرانيان نادان » اين انتساب را داده‌اند ، ليك نگارنده اين حواشى ، بخصوص با روايتى از ابن مقفع در سيرالعجم منقول در مجمل التواريخ و القصص ، ص 521 برخورد كرد كه كاملاً بيانگر تفاوت اين دو در نظر ايرانيان است . در اين روايت ، در ذكر ساختن شهر همدان توسط جمشيد آمده است : « بناء همدان ملكى كرده است كه ديوان در فرمان او بودندى پيش از سليمان » . ج - اما بناى شهرهاى زيادى نيز منسوب به جمشيد است : 1 - قريه نيمسور Namiswar در مسير جاده دليجان به خمين است كه امروزه نمور Namvar ناميده مىشود . در آنجا يك جاده قديمى كاروان رو وجود دارد كه در حدود يك فرسنگ پس از آن قريه به قريه‌اى به نام آتشكوه مىرسد . در آنجا ويرانه‌هاى يك آتشگاه و يك قصر قديمى وجود دارد كه بناى آن قصر به جمشيد منسوب است . ر . ك . گدار ، آثار ايران ، ج 1 ، ص 37 مستوفى ، نزهت القلوب ، ص 69 . 2 - گفته شده كاريزهاى فين كاشان را به اشاره او بيرون آورده‌اند . قمى ، تاريخ قمى ، ص 77 . 3 - در ناحيه قم ، ده جمكران و نيز ناحيه تيمرهء كبرى و تيمره صغرى كه جاى جمع شدن آب رودخانه‌ها بوده به دستور جمشيد بنا شده است . قمى ، همان ، ص 74 - 73 60 . 4 - عمارات عظيم استخر پارس به جمشيد منسوب است . ر . ك . ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 127 - 125 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 81 خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 25 - 24 مستوفى ، نزهت القلوب ، ص 120 گرديزى ، زين الأخبار ، ص 33 . 5 - بناى شهر همدان نيز روايت شده است كه توسط او صورت گرفت . مجمل التواريخ و القصص ، ص 521 مستوفى ، نزهت القلوب ، ص 71 گرديزى ، همان ، ص 33 . 6 - گويند از كارهاى شگفت‌آور او ايجاد پلى بر روى دجله بوده است كه روزگار درازى پا بر جا بوده و توسط اسكندر ويران شده است . اردشير بابكان خواست آن را عمارت كند ، نتوانست . پس پلى از زنجير بر آن بست . حمزه اصفهانى مىنويسد نشانهء پل جمشيد در خاكهاى دجله در معبر غربى دو شهر مداين باقى است و به هنگام فروكش شدن آب دجله ، ملاحان از آنجا مىگذرند . ر . ك . تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 32 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 81 مجمل التواريخ و القصص ، ص 40 . 7 - جمشيد شهر تيسفون را بساخت . ر . ك . اصفهانى ، همان ، همان صفحه مجمل التواريخ و القصص ، همان صفحه مستوفى ، نزهت القلوب ، ص 44 . 8 - عماراتى در سغد به جمشيد منسوب است . رساله شهرهاى ايران ، بند 6 در متون پهلوى ، ص 64 . 9 - بناى كاخى در كوه البرز نيز منسوب بدوست . بندهش ، ص 138 - 137 . 10 - در سنت پارسيان آمده است كه جمشيد بنايى به نام ورجمكرد در زير زمين پارس ( در ناحيه سرواگ يا زير كوه چَمگان ) به نهفتگى بساخت . براى آگاهى از هدف جمشيد در ساختن اين بناى زير زمينى ر . ك . ونديداد ، فرگرد 2 بند 43 - 25 در مقدم ، داستان جم ، ص 101 - 96 مينوى خرد ، ص 43 پرسش 26 بند 33 - 24 و ص 80 پرسش 61 بند 19 - 15 بندهش ، ص 137 و 128 . د ثعالبى در وصف حكومت جمشيد مىنويسد : « گويند مهربانى جم در برابر مردم ، مانند مهر پدر - فرزند بود . » تاريخ غررالسير ، ص 46 . براى آگاهيهاى بيشتر پيرامون جمشيد ر . ك . كريستين سن ، نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 2 ، ص 501 - 283 صفا ، حماسه سرايى ، ص 451 - 424 .